می خواهم بنويسم

هفته پیش نتونستم شعری بنویسم

چیزی جز سکوت در ذهنم سایه ای نداشت

نه شعری بر درم کوفت

نه دردی درونم رو لرزوند

شاید این جمله آخری چیزی باشه که به ندرت میشه بهش دست یافت

ولی هفته پیش چونین بود

یه تعطیلی کامل و خوش ...

میخواستم این هفته هم آپ نکنم اما دیدم کمی خوب نیست

برای همه روزای خوبی آرزو می کنم

آپ این هفته فقط یه شعر هست این هفته از زخم بندی چیزی نمی نویسم

چون میخام آپم ساده ی ساده و

 مورد قبولتون باشه

امروز صبح نوشتمش:

.

.

.

.

.

می خواهم

با اشک هایم

بنویسم بی رنگ تر

بی رنگ تر بنویسم

بر زرد ترین برگهای پاییزی بی انتظار

بنویسم من

خود را تو را

عشق خود را

اشک تورا

تا خاطره امسال

وقتی بهار تازه می شود عقیم نماند

بی سند نماند

می خواهم بنویسم

بربرگهایی که می پوسند

تا از نخست

عشق ما نیز

به داستان های دیرین عاشقانه

به لیلی

به کرم

به آنان گمنامی که از پاییز گذشتند

و بهار را با خود هماهنگ کردند

بی سند همانند نباشد

می خواهم با چشمانم بشنوم ات

با لبانم لمس ات کنم

با اشک هایم گرمت

 و  با دستهایم بگویم ات

به هنگا میکه

مرا

 به غمزه ای لرزانیده ای

به کلامی برده ای

به انگشتی ورق زده ای...

5yv7y9d.jpg

 

/ 13 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هستی (اندوه بی تو بودن )

ببخشين الان شعرتو کامل خوندم خيلی زيبا و با احساس بود ولی کمی غمگين لحظه هايت سر شار از شادی .....

هستی (اندوه بی تو بودن )

(خصوصی بمونه ) باور کنين هستی بی تقصير بود با افتخار لينکت کردم کامنت اولی هم اگه ميشه ويرايش کن منظورم( الان لينک مي شی )بود شاد باشی

ميثم

برگ سبزیست تحفه درویش چه کند بینوا ندارد بیش

ممول

سلام من شرمندم که اينقدر دير به دير ميام بهت سر ميزنم. من خوبم مرسی که پرسيديو اينکه خوشحالم از اينکه حالت خوبه. حواست به خودت باشه. ممول

بهونه

کاش اين ورق خوردنها به سوی فصلی تازه باشند نه انتهای کتاب دوستی که زود به فراموشی سپرده نشويم ! سبز باشی و سربلند

باباروزگار

سلام فکر نکن نمی خونمت. اصلا شک نکن.راجع به کار های آخرت دلم می خواد مفصل بگم. برات ايميل ميکنم. تا بعد.

ممول

سلام اين بزرگترين موهبت خداونديه که ادم بتونه خودش رو خوشبخت احساس کنه. در مورد مريم قبول کن اشتباه از خودت بود هيچکس به احساسی که از راه چت و وبلاگ و تلفن به وجود امده باشه نمیتونه اعتماد کنه اونم اون عشق اتشینی که تو داشتی. سارا رو میشناسم دختر خوبیه خیلی ارومه و من دوستش دارم راستشو بخواهی فرق منو سارا هم میتونه این باشه که من حداقل ۶ سال ازش بزرگترم همین اونم از نظر سنی فقط. بگذیرم خوشحال باشی و شاد. هروقت کامنتها رو ببینم خوشحال میشم فقظ تاییدشون نمیکنم چون اسم خودم رو مینویسی. تا بعد ممول

ليلا اکرمی

صدای حرکت رفت و برگشتی این «یو یو» از دست کدام بچه افتاده توی سرم؟!! . . . اینبار هم خوشحالم می کنید اگر بیایید و بخوانید ... با شعر و خبر هایی در مورد « همین فردا بود » سوء استفاده : ساعت بی کوک ( زهره جعفر زاده ) هم به روز کرده ...

سيد عليرضا شمس نيا

سلام وبلاگتان جالب بود موفق باشید من نیز با مطلب توزیع کبریت هایی با تبلیغ الخلیج العربی در ایران در وبلاگ شـمـسـه منتظر پیامتان هستم .

سمانه

خدای اطلسی ها با تو باشد پناه بی کسی ها با تو باشد من آپم تشریف بیارید خوشحال میشم (نظر یادتون نره) وبلاگت زیباست مخصوصا قالبش و قسمت نظراتش بانمکه اگه با تبادل لینک موافق بودی خبرم کن در پناه حق