آه اگر می توانيد...

*

*

*

*

*

دیوار های سرد خزانی

با سایه ی زرد طبیعتی بی محل

در گذر از تنگه زمانی ...

 

گرفته قلب کوچک مرا

با ابرها تقسیم کنید

اگر باد سردتر می گذرد

ازاین کوچه به کوچه های زمستانی،

یا مرا

درسی تازه از مکتب کلاغ ها بیاموزید!

یا اگر می توانید مرا

با دستان بسته

به تعداد زندان های آزادی

به تعداد ناچاری

به تعداد مردان و زنان

به هزاران جرم انسانی محکوم ام کنید

محکوم عشق خویش به انسانم کنید

و خبرجرم ام،

داغ

درجریده ای تازه از انسان دوستی

به دست کودکان خیابانی ام دهید.

یا اگر می توانید

همچنان اگر می توانید

به تعداد گمراهی ها

مرا آتش زنید

هر شعله یی بر آغاز بیراهه ای...

یا به تعداد تنهایی های انسان

اگر می توانید ...

درسی از تحمل ،

_که زمستان طولانی ست _

مرا بیاموزید

اگر می توانید

باخاک بهارم بیامیزید

خوشا مرگی که در بهار باشد

سردی دیده ام من  همه

خوشا گوری که گرم باشد 

 

محکوم شدن

 و به تعداد عشق های انسانی،

عشق ورزیدن

و عشق به عدالت آموختن

بالا تر از عدالت جای دادن 

بالاتر از منطق

عقل،

و خدای را عشق خواندن

عشق دیدن!

همچون کلامی که مسیح می گوید

تمنای سنگینی ست

که نمی توانید انگار

 سکوت می کنم

سکوت می کنم و

زمستانهایم را

با آرزوی  های خویش گرم نگه می دارم...  

*

*

*

*

                                                             تقدیم به همه دوستان

                                                            آذر ۸۶ـ مزدک

/ 11 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بردیا

بسیار زیبا بود دست مریزاد مکتب کلاغها.....خوشا مرگی .... منتظرم . بدرود.

سيد مهدي موسوي

ممنونم مزدك عزيز در حال خواندنت هستم من هم بهترم و همين روزها بروز مي شوم در حال نوشتن و ويرايش متن اين پست هستم... مرسي از لطف هميشگي ات

مهری

به نرمی آغاز به مردن می کنی اگر سکوت کنی واگر در ورای رویا نروی آرام آرام شروع به مردن می کنی!اگر در زمستانهای زندگی به شعله های سرکش شور رهایی نیندیشی تدریجی شروع به مردن می کنی ! پش تمنا کن عشق را در شرار رهایی.یکی شویم با آب با برگ با درخت با علف !

سيد مهدي موسوي

«پابرهنه در پارك» مي دوم و منتظرت هستم... با چه؟ 1- پاييز پدر سالار 2- در انتظار گودو (خبر مفصل چاپ شماره 2 اولين نشريه تخصصي غزل پيشرو) 3- ترانه هايي كه مادرم به من آموخت 4- در روزنامه ها خبري نيست (جديدترين اخبار از اتفاقات فرهنگي) 5- داش آكل يا حسن صبّاح؟ 6- مثل حفاظ پله ها (شعري تازه از سيد مهدي موسوي) ... «منتظرت هستم» فقط يك جمله بي معني ست پشت اين حروف مردي ايستاده كه سيگار مي كشد... ... منتظرت هستم!!!!

اصغر معصومی

شب پیرهن گشوده به درد برهنگیم پشت صلیب خونی تو صبح بارور لاشی به لوش و لاس , بلیسم اگر تو را قطعا نسیب توست...................... . / سلام روز موقت / به روز و در انتظار حضور ارزشمند شماست همیشه تان شاعر

فرداد

زمستانهايم را با آرزوهای خويش گرم... زيبا...

dariush

Mazdak jan salam Bebakhshid ke in roozha dir be dir be shoma sar mizanam . Peyghamhaye mehrbane shoma hamishe enrgi-e mozaafi ra be man montaghel mikone . Hamchenin ast tafakorate shoma ke dar pase ashaar o kalame zibaye shoma penhan ast . Arezoo mikonam ke peyvaste shadman bashid . hamvare Kalam o ghalametan pooya o payande bad .