یه آپدیت بی موقع

 

 

من هنوز از برخی واژه های سربسته بیم ناکم! "گذشت" یعنی آنکه در درون خویش زباله دانی بزرگ و بی اندازه عمیق برپا کنی تا همه زباله های رفتاری دیگران در آن خالی شود و تو فقط نگاهی بکنی و هیچ اهمیتی بر آن نگذاری و سرفروافکنی و بگویی که من فروتنم و با گذشت؟

روزهایی از سال هستند که در آن سگ ها به بیماری پوستی دچار می شوند موهایشان می ریزد و چهره چندش انگیزی پیدا می کنند و روستائیان با نفت سیاه به جان سگ می افتند...

به نظرمن " گذشت" هم اکنون به آن بیماری پوستی دچار شده و کسی نمی داند از کی این بیماری در آن بوده و حتی یکی محل ارزشی برای آن نگذاشته است.

گذشت و صداقت هرگز نمی توانند همدیگر را تاب بیاورند و همچون دو سگ خانگی نر در میان انبوه سگهای ماده ی مشتاق، به جان هم می افتند و یکی همیشه مجبور است سکوت کند.

قالب ها را باید شکست میان پنجره و دیوار و در همیشه راه خروجی است.

/ 4 نظر / 9 بازدید
ابر باران ( رشید داودی )

به نام خدا سلام[گل] [گل][دست][دست][دست][گل] [گل]میلاد امام جواد مبارک[گل] ..... [گل] نجوایی با امام زمان و غائب منتظَر : گلایه ام ز دلی هست که بی تو مضطر نیست دو چشم بی هنری که بدون تو ، تر نیست گلایه ام ز زبانی که بی حیا گشته و گوش ها که برای گناه ها کر نیست گلایه ام ز محبین مدعی چو من است که با زیادی ما، غربت تو کمتر نیست! هزار داد زدیم ادعای حب تو را به پیش تیغ ولی یک خبر ز حنجر نیست همیشه بانگ بلا، هر زمان چو کرب و بلاست و اقتدای جوانی مان به اکبر (ع)نیست عجیب نیست چرا پشت پرده ای آقا ز دشمنان چه بنالی چو دوست یاور نیست اگر که غیبتتان گشته است طولانی گلایه ام ز دلم هست که بی تو مضطر نیست مولای من ! وقتی بغض ناباورِ درد در حنجره ام زندانی است ، وقتی واژه ها در پستوی خاطرات گرد گرفته اند ، وقتی زبانم از تکرار کلام عاجز است ، وقتی می توانم با چشمانم سخن بگویم ، به کلام احتیاج نیست. وقتی نگاه من با نگاه تو آشناست ، زبان احتیاج نیست . پس چشمانم را به تو می سپارم تا در وسعت روشن نگاهت ، بغض های سبز درونم را با تو نجوا کنم. [گل] التماس دعا [گل]

e

gozasht ta jayi khubeh ke khodeh kasi ke in gozasht ro mikoneh az amalesh lezat bebareh. khodesh taskin peyda koneh. va in manieh vageyieh gozasht hast. agar darunet yeh jangi bar pa besheh gozasht nist, kineh hast

گمشده در حصار تیرگی ((بیتا))

هر کسی همنفسم شد دست آخر قفسم شد من ساده به خیالم که همه کار و کسم شد اون که عاشقانه خندید خنده های منو دزدید زیر چشم مهربونی خواب یک توطئه می دید