شهر شاعران شهير
   زچه امشب خاموش
   با ضجه های باد،مرده است؟
از آخرين خسوف بر نگذشته زماني
               امشب
غم آلوده ابرها
زچه بر پشت بام ها
      چونين شيون سرايند؟
ازعصا بدست
     سال خورده آخرين شاعر مرده،
زچه ابرهای سيه
   سايه در سايه به هم دوخته اند؟
بر آن جملات کاخ ها
    بر افراشته مناره ها ،
خشکيده اشک ابر ها
زچه تيره لب سوخته اند؟
کنار شب بی شيار
که هر اشکی نا پسند می چکد،
کنار شب بی شيار
که هر دردی بی طبيب  می تپد،
کنار شب بی شيار
کنار شب تار مردگان
              تو
تو  نيز بسان سترگ خورشيد آخر
چونین بر انتظار
هر پگاه را مکرر ،مکرر
به حادثه ات
    طلوع کن!