(۱)

خردپنداری یا تنها تجربه ی سخافتی! 

      او به هنگامی که خلاف میل و آرزویش عمل می کرد

        خود را خردمند می نامید.

     (۲)

ما در نا توانی های خود

سازش پذیرترین مو جوده ی سیاره ایم!

چه که هیچ موجودی اندازه آدمی

زندگی را،خویشتن را نپرستیده است

      (۳)

به گاه ترقی

انسان تنهایی اش را در می یابد.

       (۴)

احساس تفاوت

و تنها احساس اش و باورش

آدمی را از خطا های عامیانه باز می دارد.

       (۵)

هیچ چیزی اندازه ی تصور پختگی

           اندیشه ی آدمی را

  به مغاکی پرتاب نمی کند.