سال سالهای تحویل،سالهای خاطره !

بهار تخیل طبیعت است و آزادی اش .در گره بهاران باروری ست،در گره بهاران باوری ست مرا ،چیزی بزرگتر نرم نرم ،آرام می خواند در گلوی پرنده هایش و اندیشه در شمیم بوته اش مست رهایی می شود !

چشمه سالهاست جاری ست و صاف تر با بهارانی که روشن روانی طبیعت است جاری تر و جاری ترین شکل خاطره در یگانه طرح سبز زندگی!

از بهارو تا بهار میلاد من است با عاشقانه های بارانش و در قوس رنگین کمانش ،تا میلاد دوباره ی من ، دوباره ی پروانه ،در سایه ی سپیدار بیدار باید .

سالی که خاطره شد در نقش نوی نوروز ونوبهاروفردا که سال دیگریست !بهار نوشدن اندیشه هاست باورها در تلاطم یکنواخت زندگی .سالی که اجبار بود سال بد خاطره شد سال خوب انتظار ماست بهار خوب ،اندیشه ی خوب انتظار ماست .اندیشه خوب من ،نشاط توست بگذار گرم نشاط تو سرمایه ی من باشد که سالهایی که جم بود میراث جمشیدش نشاط خویی بود !

دوستان سال نوتان

            سرتاسر سلامت و

                          لبریز نشاط باد....